X
تبلیغات
رایتل

سنگ سار ثریا یا ...

دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 10:50



این روزها بازار فیلم های کنار خیابانی داغ داغ شده است پر بی راه هم نیست که بگوییم اگر کنار خیابان

به دستمان نرسد کجا برسد؟این بازار قسمت زیادی از داغ بودن خود را مدیون تولید فیلم گیشه ای و بی محتوای داخلی وقسمت دیگرش را هم مدیون پشت در ماندن فیلم های تولید شده ی کارگردانان سرشناس است اینها همه و همه دست به دست هم داده اند تا توهمی در بازار پرجاذبه ی فیلم غالب شود که هر فیلمی که پشتوانه ی آنطرف آبی دارد دیدنی است.

این روزها بازار فیلم های کنار خیابانی داغ داغ شده است پر بی راه هم نیست که بگوییم اگر کنار خیابان به دستمان نرسد کجا برسد؟این بازار قسمت زیادی از داغ بودن خود را مدیون تولید فیلم گیشه ای و بی محتوای داخلی وقسمت دیگرش را هم مدیون پشت در ماندن فیلم های تولید شده ی کارگردانان سرشناس است اینها همه و همه دست به دست هم داده اند تا توهمی در بازار پرجاذبه ی فیلم غالب شود که هر فیلمی که پشتوانه ی آنطرف آبی دارد دیدنی است. البته هر فیلمی ارزش یک بار دیدن را دارد.اما خب بعضی ازین فیلمها اعتباری کاذب کسب کرده اند و اسمشان بی اندازه بزرگتر از ارزش شان شده است.سنگ سار ثریا ازین دست فیلم هاست.البته بنده قصد ورود به معقوله های کارگردانی فیلم را ندارم و در تخصص خود نمی بینم اما مطالبی از دیدگاه خودم در زمینه ی فیلمنامه و منطق درونی آن عنوان می کنم که امیدوارم کمکی به درک بهتر فیلم کرده باشم.باید توجه داشت همیشه در هر زمینه ای قبل از حرکت به سمت هدفی باید آن هدف را خوب شناخت بعد راه رسیدن به آن را بررسی کردو بعد از آن حرکت به سوی هدف.آنچه بیشتر از هرچیزی در نگاه کلی به این فیلم بیرون می زند فیلم نامه ای ضعیف و فاقد اصول و منطق درونیست.یک فیلم نامه به خودی خود باید بتواند از پس مشکلات خود بر آید و در اصطلاح نوسیندگان روی پای خود بایستد.اما اینجا و در این فیلم شاهد این اصل نیستیم زیرا در نشانه گیری های انجام گرفته شده افراط می بینیم و نویسنده و کارگردان شدیدا تحت تاثیر عواطف خود عمل کرده اند زیرا همانطور که میدانید یکی از اصول نویسندگی این است که نویسنده خود تحت تاثیر نوشته ی خود حین نوشتن قرار نگیرد. باز اگر در این فیلم این اتفاق افتاده باشد جای تاسف کمتری است زیرا به نظر می رسد افراط گرایی چنین بلایی بر سر این فیلم آورده است.بهتر است روشن تر بگویم که وقتی یک فیلم نامه سرپا نیست یعنی چه.سوالهایی در طول فیلم در ذهن مخاطب کمی تیز بین که به راحتی تحت تاثیر  احساسات خود قرار نمی گیرد به وجود می آید که در هیچ جای فیلم به آن پاسخ گفته نمی شود.که در اینجاچند مورد از آنها را بیان می کنم تا مطلب روشن شود. 

1-عدم آشنایی با قوانین اسلامی که از طرف سازندگان مورد نقد واقع شده است که این خود می تواند به دو دسته تقسیم شود دسته ی اول:سازندگان با قوانینی که نقد کرده اند آشنایی ندارند. دسته ی دوم:  اطلاع دارند اما با استفاده از چادر احساس سعی در کج تابی و منحرف کردن ذهن مخاطب و حرکت به سمت مقصد دلخواه خود را دارند زیرا فیلم به قدری از در عواطف وارد می شود که اگر کمی غفلت به خرج دهیم در دام آن می افتیم و تا انتها با آن می رویم که امیدواریم که سازندگان از این دسته نباشند. 

الف.باید دانست حکم سنگ سار در اسلام برای مردو زن یکی ست نه فقط برای زن. که در فیلم به راحتی از آن رد می شود اگر ده خواهان سنگ سار فاسد است باید دو طرف سنگ سار شوند و فیلم راهی برای فرار کردن مرد از حکم سنگ سار نشان نمی دهدو اصولا سوالی از سوی اهالی ده مطرح نمی کند که در پی جوابش برآید و به راحتی از کنار آن با زیرکی می گذردزیرا می داند مطرح کردن سوال(که چرا مرد محاکمه نمی شود)جواب می خواهد.ب.اصولا ثابت نمی شود یا فیلم دلیلی برای زنا ارائه نمی کند درست است که بیننده از دو نگاه به ثریا می نگرد و می داند که ثریا پاک است اما کدخدا بر چه اساسی می پذیرد خوابیدن در خانه یا زدن حرف های نا مربوط به یک مرد نا محرم؟ این دلایل برای راضی کردن قانع کننده نیست شاید این شائبه ایجاد شود که کدخدا ترسیده بود و می دانست اما با توجه به نشانه های فیلم(خدایا نشانه ای بده تا اگر اشتباه می کنم بفهمم) این گونه نیست کدخدا با دلایل ضعیف قانع می شود که ثریا زنا کار است. 

2.انگیزه برای انجام جنایت آن هم به این شیوه درست بیان نمی شود و مخاطب نمی تواند بپذیرد که شوهر تنها برای ازدواج مجدد دست به این کار می زند در حالی که راههای بهتری برای خلاص شدن با توجه به نفوذش دارد به عبارت بهتر نوع جنایت با انگیزه مطابقت ندارد. 

3.خانم شهره آقا داش لو که با بازی بسیار خوبش در فیلم بار بسیاری از کاستی هارا به دوش می کشد باید بداند اگر قرار است نقش یک روستایی عقب افتاده که فهم او اینگونه به نقد گرفته شده است را بازی کند باید فکری برای صحبت کردن خود به زبان انگیلسی کند.چگونه ممکن است زنی با این مشخصات( بپذیریم انسان معقول و دلسوزیست)انگلیسی حرف می زند.  کی ، کجا و چرا زبان انگلیسی را به این کیفیت(با گذشت از لهجه ی بد ایشان)آموخته است.او هم ساکنی از ساکنان آن روستاست با این تفاوت که همه چیز او گل درشت آن روستاست از همه بیشتر می فهمد، منطقیست، خود ساخته است. اما چرا انگلیسی بلد است؟ 

این ها گوشه ای از سوالهایست که در نگاه آمد که برای آن پاسخی نیافتم اما خب باید پذیرفت تراژدی هولناکی در فیلم رخ می دهد و مخاطبان عامی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد اما سهم بینندگان کمی حرفه ای از این فیلم کجاست ؟ اگر یک کارگردان و فیلم نامه نویس قصد نقد دارد باید آنچه را که هست نقد کند نه آنچه را که خودش می سازد .  

 

باران وسط مرداد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo