X
تبلیغات
رایتل

نگاهی از این پنجره به گربه زیر باران

دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 10:52

 

 

 

 

داستان گربه زیر باران اثر ارنست همینگ وی در سال 1925 در حالی که او فرانسه را ترک می کرد نوشته شد.

در لایه رویی این داستان زنی آمریکایی که به همراه همسرش برای گزراندن تعطیلات به ایتالیا آمده اند گربه ای را زیر باران می بیند ودر پی او می رود و داستان در این راستا پیش می رود .

داستان گربه زیر باران اثر ارنست همینگ وی در سال 1925 در حالی که او فرانسه را ترک می کرد نوشته شد.

در لایه رویی این داستان زنی آمریکایی که به همراه همسرش برای گزراندن تعطیلات به ایتالیا آمده اند گربه ای را زیر باران می بیند ودر پی او می رود و داستان در این راستا پیش می رود .

ماجرا در هتلی روی میدهد که رو به بنای یاد بود جنک درایتالیاست پس می توان گفت که جنک پایان یافته . همان طورکه می دانید همینگ وی در آغار دوران جوانیش آن زمان که هنوز به هِم شهرت نیافته بود و فقط می توان او را علاقه مند به نوشتن دانست به عنوان راننده ی آمبولانس برای کسب تجربه در جهت نوشتن وارد جنگ در ایتالیا شد. پس ایتالیا برای هِم جای دیگریست.این رامی توان نقطه ی عطفی در جهت خلق یک شاهکار دانست.

داستان گربه ی زیر باران داستانیست که در هر باز خواندن طراوت و تازگی خود را حفظ می کند.به طوری  که هر بار لایه ای جدید از این اثر رو نمایی می شود.

بی زارم از باران تو

جرج بارانیست که بر سر گربه ی ماده می بارد و گربه را مجبور به پناه گرفتن زیر نیمکت هتلدار می کند.

فارغ از لایه های درونی این داستان لایه اول این داستان نیز خواننده را مجذوب خویش می کند.

 باز هم دیالوگ باز هم همینک وی.

دیالوگ های این اثر همانگونه انتظار می رود کار خودش را انجام می دهد . باز هم هِم شخصیت ،موقعیت و فضا را به درستی در دیلوگ ها خلق می کند. دیالوگ هایی بسیار ساده اما کامل.

زن گربه ای را زیر باران می بیندو به او علاقه نشان می دهد اما مرد، بی انگار از کنار این مسئله میگذرد و دغدغه های همسرش را نادیده می گیرد.حتی در برابر خواسته های زن به مطالعه
 می پردازد و سکوت می کندو وقتی زن اعتراض می کند به او پراخاش میکند.گربه در این داستان نماد اعتراض جنسیست. .مرد آمریکایی نیازهای جنسی زنش را نادیده می گیرد و وقتی زن میخواهد از هیبت پسرانه اش فاصله بگیرد می گوید:" من همین طور که هستی دوست دارم" اما در میان این کم توجهیِ مرد آمریکایی کسی هست که به زن بودن او احترام بگذارد و آن هم کسی نیست جز پیرمرد جذاب داستان که گویا مدیریت او فرا تر از مدیریت هتل است. در طول داستان از همان دیالوگ اول شاهد روابط سرد میان این زوج آمریکایی هستیم که نشان می دهد این فاصله عمیق و قابل توجه است . زن زیر باران به دنبال بچه گربه ی مورد علاقه اش میرود،.مرد روی بالش لم
می دهد اما پیرمرد به پای او بلند می شودو تعظیم میکند. مرد آمریکایی به فکر مطاله خود است اما مدیر هتل برای زن ، خدمتکار و چتر می فرستد و دست آخر که زن بی گربه به داخل اتاق بر
می گردد و با سردی همسرش در برابر عطش خود مواجه  میشود باز هم پیر مرد عطش او را فرو می نشاند. در طول این داستان نویسنده برای نشان دادن این شکاف و تفاوت دیدگاه  زن آمریکایی را به گونه های مختلف خطاب می کند به طوری که در جایی او را زن آمریکایی و در جای دیگر او را دختر آمریکایی صدا می زند که نشان از بی توجه ماندن زن در عین همسر دار بودن اوست.همچنین برای در کنار هم قرار دادن زن وگربه که زیر باران نفرت انگیز گیر افتاداست از ضمیر فاعلی
she برای گربه استفاده می کند .

اما این داستان اینجا به پایان نمی رسد.

جرج فردیست از همان نسل سرگشته ی بعد از جنگ که هِم آنها را خوب می شناسدو خود نیز با آنها هم درد است.نسلی که در درک اطراف خود و ار تباط برقرار کردن مشکل دارد ودر برخورد با شخصیت ها جایگاه انفعالی به خود می گیرد"دهنت و ببندو یه چیزی بردار بخون"

هِم تک تک خشت های این اثر را انتخاب کرده است .ایتالیا، بنای یاد بود جنگ، کتاب، مرد آمریکایی و هتلدار.

جرج در برخورد با دنیای مدرن جایی جز رخت خواب برای خود ندارد و احتمالا با خواندن کتاب خود را در دوران جنگ حفظ می کند و از فضای حاکم که بعد از هر جنگی شکل می گیرد فاصله می گیرد. او دیگر سرباز لایق جنگ نیست او را دیگر کسی نمی شناسد،درک نمی شودو کسی برای او نیست او حاشیه نشین دنیای مدرن است.

بارون وسط مرداد

29/04/88

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo