X
تبلیغات
رایتل

مردگان باغ سبز

شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 00:26

سلام دوستان. سال نو مبارک.امیدوارم که امسال به از همه ی سال های گذشته ی عمرتون باشه و تلخی های اخیر در سال جدید به شیرینی تبدیل بشه. برای اولین مطلب سال 90 معرفی یک رمان رو انتخاب کردم که همین امروز خوانش اش به پایان رسید.اسم این رمان همون طور که در بالا تماشا کردید مردگان باغ سبز نوشته ی دوست خوب و همشهریم محمد رضا بایرامی است.

خواندن این کتاب رو خیلی خیلی پیشنهاد می کنم.قصد نقد و بررسی این رمان رو ندارم و فقط گذری کوتاه به این رمان برای آشنایی و اشتیاق بیشتر شما می زنم.این رمان 400 صفحه ای سال 89 از نشر سوه ی مهر منتشر شد که به عقیده ی من سطح کارهای سوه ی مهر رو افزایش داد.بنابراین هنوز این رمان داغ و تازه است. ماجرای این رمان قصه ی پدر ، پسر و نوه ای ست که در وقایع تبریز و آذربای جان دچار وحشتناک ترین رخداد ها می شوند.بالاش(پسر) که دوره گردی در بازار تبریز است و گه گاهی شعر می گوید برای نشان دادن شعرش به رادیو می رود اما به علت صدای مناسبش در رادیو به عنوان گوینده و گزارش گر جذب می شود و همزمان به روزنامه آذربای جان نیز راه میابد و زندگی اش از هر لحاظ دگرگون می شود.اما نمی داند که نا خواسته به بلندگوی فرقه (دموکرات ها ) تبدیل شده است.قوام آذربای جان جدایی طلب را می گیرد و روزگاربد بالاش آغاز می شود روزگاری که  مادر و زنش را به کام مرگ می کشد.پدرش را که ارتشی معتقد و میهن دوستی ست را ویران می کند و نوه را (بولوت )یتیم... این رمان که به صورت فصل به فصل اما بدون شماره و اسم نوشته شده از دو نوع روایت بهره می برد که که با این که از نظر زمان رخداد داستانی هم زمان نیستند اما در جاهایی هم دیگر رو قطع می کنند به طوری که به نظر می رسد هم زمان در حال رخ دادن هستند. یکی از این روایتها به صورت من راوی و دیگری به صورت دانای کل روایت می شود.کار کم نظیری که به ندت در داستان های ایرانی دیده می شود گذر به آینده در داستان یا همان flash forwardاست که در مورد رخداد های آینده ی داستان خبر رسانی می کند و جذابیت ویژه ای به داستان می دهد.قصه ی این داستان جدایی طلبی آذربایجان در دهه 20 شمسی است و به شرح وقایع آن دوران به ویژه د تبریز و رخدادهایی که چه برای دولتی ها و چه برای دموکراتها(فرقه ای) به وجود می آید می پردازد و نمونه یک اثر کاملا بی طرف است که نویسنده به هیچ عنوان در داستان حضور پیدا نمی کند و بی طرف فقط روایت میکند.کشش بسیار ماهرانه ای که در این رمان از طرف نویسنده ایجاد شده است خواندن 400صفحه را برای شما خسته کننده نمی کند و به راحتی رمان را تمام می کنید.البته به عقیده ی من در مواردی نثر و روایت دچار اشکال می شود که در مقابل سایر نقاط قوت داستان قابل گذشت است و به نظر می رسد در چاپ های بعدی برطرف شود.در دیدار حضوری که به مناسبت انتشار این اثر از طرف بچه های انجمن نویسندگان کرج برگزار گردید از بایرامی بابت نوشتن این اثر تشکر کردیم اما حالا پس از خواندن این اثر باید تبریک ویژه ای به ایشان گفت.امیدوارم از خواندن این اثر لذت ببرید و نظرات خودتون رو حتما به اطلاع من هم برسانید البته اگر موفق به پیدا کردن این رمان شدید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo