X
تبلیغات
رایتل

زمین سوخته احمد محمود

پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 14:04


رمان زمین سوخته ی احمد محمود روایت گر روزهای نخستین جنگ هشت ساله است.این رمان همانند حال و هوایش همان روزهای ابتدای جنگ نوشته شده است.احمد محمود از نسل جنوب و یکی از ریشه های مکتب ادبی جنوب است پس دنیای رمان دنیای خود محمود است.

محمود با زمزمه ی حمله ی عراق شروع می کند هنوز جنگی نیست و فقط شایعه است که جولان می دهد.شایعه ای که طبق معمول بدل به واقعیت می شود. زبان رمان همان ابتدا درهای ورود به رمان را باز می کند و جز این هم از محمود انتظار نمی رود.داستان در تعلیق شروع می شود.هر لحظه انتظار حمله می رود و حتی مخاطبی که از جنگ بیرونی داستان خبر دارد در کشمکش حمله یا شایعه ی بودن حمله می ماند.بالاخره عراق حمله می کند.عده ای فرار می کنند.چند روزی طول می کشد تا آنهایی که می خواهند بروند و آنهایی که ماندنی هستند مشخص شوند.احمد محمد این روزها را خوب روایت می کند و خواننده همه ی جزییات را می بیند.داستان پر از صداست.حتی در سکوت راوی هم می توان صدای اطراف را شنید.گفت و گو های چند جانبه از ویژگی های محمود است.معمولا گفتوگو ها میان بیش از دو نفر برقرار می شود.گاهی مخاطب بدون واسطه صدا ها را می شنود فقط کافیست بدانید در ایستگاه قطارید و بی واسطه هر چه آنجا می گذرد ببینید و بشنوید.راوی داستان پسر بزرگ خانواده است خانواده ای متشکل از 5 پسر و یک دختر و مادری سالخورده که همسرش را از دست داده . در طول این رمان قرار است یک وحدتی شکل بگیرد و یک وحدتی از هم پاشیده شود. از طرفی شاهد یک دل شدن بیشتر مردم برای دفاع از شهر و از طرفی شاهد پاشیده شدن خانواده ها و جمع ها هستیم.خانوده ی راوی در طول داستان به مرور  با رفتن دو برادر و عروس و مادر به تهران،یک برادر به جبهه و کشته شدن یک برادر دیگر در اهواز،ماندن برادر بزرگ تر(راوی) در اهواز و در پایان  بستری شدن یکی از برادرهای به تهران رفته در بیمارستان روانی عملا گسسته می شود.دوستان و آشنایان دوروبر راوی تک تک و گاهی دسته جمعی کشته می شوند و یا کوچ می کنند. در پایان رمان هم دست قطع شده ی یکی از دوستان راوی او را نشانه گرفته است تا بی تفاوتی و صرفا نظاره گر بودن او را متهم کند.یکی از ایرادهایی که بر این رمان گرفته می شود مطابقت نداشتن روزگار اهواز با آنچه در این رمان می خوانیم است. باید دید آیا نیازی به مطابقت بیرونی هست یا نه. اگر فرض را بر این بگذاریم که اصلا جنگی   در کار نبوده چه مشکلی برای این رمان پیش می آید؟ باید به این نکته توجه شود که این رمان را جزء کدام دو دسته ی زیر قرار می دهیم.شاید این گونه بتوان بهتر نتیجه گرفت. 1- رمان هایی که  یک واقعه ی تاریخی را دستمایه ی گفتن داستان می کنند و کاری به تطابق بین واقعیت و داستان ندارد صرفا از قسمت هایی از واقعیت وام گرفته می شود تا داستانی روایت شودو حتی گاهی واقعه را نویسنده به دلخواه تغییر می دهد مثل مرگ در آند.2- دسته ای از رمان ها که داستان را دستمایه ای برای روایت یک واقعه ی تاریخی می کند داستان می گویند تا واقعه ای را نقل کنند.مثل مردگان باغ سبز. باید توجه کرد با اینکه مساله ی احمد محمود جنگ است اما صرف روایت تاریخ را در سر ندارد که اگر این گونه بود اهواز را اینگونه نمی ساخت.پس از این جنبه ایرادی به آن وارد نیست. مورد دیگر همزمانی زمان داستان و زمان نوشتن است که این نگرانی را دارد که نویسنده به اندازه ی کافی از فضا و واقعه دور نباشدوتحت تاثیر تحولات داستان بنویسد ولی با روایت بی طرفانه و به دور  از قضاوت روای این مورد نیز به رمان وارد نیست.هرچند که این اثر جزء شاهکارهای احمد محمود به حساب نمی آید اما چهارچوب احمد محمودی داردو روی پای خودش ایستاده است.

محمد حسین اربابی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo